تبلیغات
آسمان آبی - معرفی کتاب: فرهاد کشوری

معرفی کتاب: فرهاد کشوری

شنبه 31 فروردین 1392 04:23 ب.ظنویسنده : نسرین قربانی

 

مردگان جزیره ی موریس: فرهاد کشوری

پنجه ی خالی اش را اززیربالش بیرون آورد. خیس عرق بود و قلبش چنان می زد که انگارمی خواست ازسینه اش بزند بیرون. مرد را نشناخت. شباهتی به کس یا کسان آشنایی داشت، اما ذهنش راه نمی داد و نمی دانست این شباهت به چه کسی است و کجا اورا دیده. نشست روی تشک و به پرده ی ضخیم پنجره اتاق نگاه کرد. بلند شد سرپا، رفت کنارپنجره، پشت به دیوارداد و گوش سپرد به آن سوی پنجره و صدایی نشنید. سرجلو برد و پرده را کنارزد. به درختان تیره درروشنایی چراغ های حیاط عمارت نگاه کرد. پرده را کشید و در طول اتاق قدم زد. دلش آرام گرفته بود. اما یادآوری خوابی که برای چندمین بار می دید نگرانش می کرد. همان کالسکه بود و همان مرد. اما هربارتغییرکوچکی می کرد. درشکه همیشه سیاه رنگ بود. رنگ اسب ها هربارتغییرمی کرد. کالسکه جلوپایش می ایستاد. مرد سیاه پوش ازکالسکه پیاده می شد. کلاه ازسربرمی داشت و تعظیم می کرد. بعد قامت راست می کرد، درکالسکه رابازمی کرد و تابوت سیاهی را نشانش می داد و می گفت:" تابوت برای اعلی حضرت قدرقدرت قوی شوکت، قائد عظیم الشان ملت!"

بخشی از کتاب"مردگان جزیره ی موری: فرهاد کشوری.

پیش از این از این نویسنده ی ارزشمند کتاب های: کی مارا داد به باخت. گره کور. شب طولانی موسا و آخرین سفرزرتشت را خوانده بودم.


آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:31 ق.ظ
Quality articles is the main to interest the people to visit the website, that's
what this site is providing.
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 11:37 ق.ظ
سلام. ممنون بابت معرفی این کتاب! باید بزارمش جزو لیست خرید کتابهام
شنبه 31 فروردین 1392 05:24 ب.ظ
سلام دوست عزیز این مطلب آخری که دادی خیلی جالب بود! همکاری در مطلب نویسی و تبادل لینک با وبلاگت هستم اگه موافق هستی لینک وبلاگت رو توی ادد لیست دوستانم لینک کن!! وارد وبلاگم شو و وبلاگت رو لینک کن. متنظرتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر