تبلیغات
آسمان آبی - نسرین قربانی را باور کنیم

نسرین قربانی را باور کنیم

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 01:45 ب.ظنویسنده : نسرین قربانی

 

 

روزنامه فرهیختگان/قباد آذرآیین:

۰۱۰  اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۳

زنانه‌نویسی در ادبیات داستانی ما، دوسویه و گونه کاملا متفاوت داشته است.

یک سویه و گونه آن بدون هیچ ادعا یا انکار دست‌اندرکاران آن، در زیرمجموعه رمان‌های اصطلاحا «عامه‌پسند» جای می‌گیرند و سویه و گونه دیگر، خود را از این مقوله بر می‌کشند و در گروه ادبیات داستانی جدی و قابل تامل جایی برای خود باز می‌کنند. با سویه و گونه نخست سخنی نداریم. گرچه آن دسته از نویسندگان ادبیات داستانی نیز هواخواهان و خوانندگان خاص خودشان را دارند (که اتفاقا به گواهی چاپ‌های پی در پی و تیراژ بالای کتاب‌هاشان کم هم نیستند.) رمان «نیمه ناتمام» نسرین قربانی، اثری است متعلق به سویه و گروه دوم. رمان، شروعی درگیرکننده دارد. نویسنده توانسته با این آغاز خواننده را کنجکاو و راغب کند تا از کم و کیف زندگی خانواده‌ای که قرار است روزگارش را در دو مقطع پیش و پس از انقلاب پی بگیریم سر در بیاورد. گفته‌اند کتابی که بتواند در فصل اولش یا بهتر بگوییم صفحه اولش خواننده را درگیر کند و سوال «بعد چه می‌شود؟» را برایش پیش بیاورد کتاب موفقی است و نیمه ناتمام نسرین قربانی این حسن و ویژگی را دارد. رمان‌هایی که دو «مقطع» متفاوت را کنکاش می‌کنند، با خطر لغزش جانبداری از یک مقطع، یا رد یکی از این مقاطع و دوران‌ها یا به نوعی کم بهادادن به آن روبه‌رویند. نیمه ناتمام از این زاویه ضربه می‌خورد که به عمد یا سهو کفه ترازو را به سود مقطع دوم سنگین کرده است... شخصیت پدر در این رمان گاه حرف‌هایی بر زبان می‌آورد که باورپذیر نیست. البته همه کاسب‌ها لزوما نباید یک‌جور حرف بزنند یا یک طرز فکر ویژه کاسبکارانه داشته باشند، بدیهی است ما در میان کسبه و اهل بازار هم افرادی را سراغ داریم که چه‌بسا مسائل پیرامون خود را خیلی بهتر از یک به اصطلاح روشنفکر تحلیل می‌کنند اما وقتی کاسبی شخصیت داستانی می‌شود نویسنده باید کدها و نشانه‌هایی به‌عنوان پیش‌زمینه در رمان بیاورد تا حرف‌هایی که از زبان قهرمان داستانش قلمی می‌کند قابل توجیه باشد. نکته دیگر اینکه بعضی از ترکیب‌های استفاده‌شده در رمان کمتر منطق داستانی دارد و بیشتر گزارشی و مقاله‌گونه است یعنی نویسنده به جای «نشان دادن» توصیف کرده است.
«مرجان مغبون زند‌گی شده بود... . در بدترین شرایط و بی‌رحمانه‌ترین شکل.»
جملاتی هم هست که نیاز به ویرایش دارد: «آقاجون سال‌ها بود که از بی‌گدارزد‌گی‌اش شکایت داشت» که لابد منظور «بی‌گدار به آب‌زدگی» است. یا «کور شه کاسبی که جنس خودشو نشناسه» که معمولا می‌گویند «مشتری خودش را نشناسد». نسرین قربانی را باور کنیم.


آخرین ویرایش: سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 02:00 ب.ظ

 
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:20 ب.ظ
I think what you published made a ton of sense. However,
think on this, suppose you typed a catchier post title?
I mean, I don't wish to tell you how to run your blog, however what if
you added something to possibly get a person's attention? I mean آسمان آبی - نسرین قربانی را باور
کنیم is kinda vanilla. You should peek at Yahoo's front page
and note how they create news headlines to get viewers to open the links.
You might try adding a video or a related pic or two to get readers
interested about everything've got to say.

Just my opinion, it could bring your posts a little bit more
interesting.
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 05:11 ب.ظ
جالب بود موفق باشید حتما به سایت من هم سری بزنین
www.gmoradi.ir
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 04:32 ب.ظ
خسته نباشی همکار گلم . به سایت ما هم بیا و همکارای دیگرم ببین اگم دوست داشتی تبادل لینک کن .
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 04:27 ب.ظ
با سلام . وبلاگ خوبی داری . خوشحال می شم به سایت ما بیای و تبادل لینک کنی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر