تبلیغات
آسمان آبی - قلعه مرغی؛ روزگارهرمی

قلعه مرغی؛ روزگارهرمی

یکشنبه 19 خرداد 1392 05:25 ب.ظنویسنده : نسرین قربانی

 
خوشگل کاشتم پسر! لول لول شده بود. حتی یک جایی بهش گفتم که با همان نگاه اول که بهم انداخته کارم راساخته است و الان دیگر هیچ کاری فایده ای ندارد. شرایط سنی ام جوری است که تقریبا عاشق هردختری می توانم بشوم. برای همین، این که این جور حرف ها را سرهم بندی کنم شک برانگیز نیست. ازطرفی لاله هم دنبال این نبود که مچ من را باز کند. اگر مدت آشناییمان کمی بیش تر بود حتی شاید بهش می گفتم که برای به دست آوردنش دست به همه کاری زده ام و حتی به خانواده ام پشت کرده ام. خلاصه اش حرف هایی زدم که فقط آدم های خیلی احساساتی یا خیلی هفت خط به کسی می زنند. البته قصد من سوء استفاده های عاطفی نبود، فقط می خواستم شانسم را امتحان کنم. امتحانی که اصلا مجانی نبود.

قلعه مرغی؛ روزگار هرمی. نویسنده: سلمان امین

آخرین ویرایش: یکشنبه 19 خرداد 1392 05:38 ب.ظ

 
شنبه 18 شهریور 1396 05:45 ب.ظ
Hi, just wanted to tell you, I liked this article.
It was practical. Keep on posting!
دوشنبه 20 خرداد 1392 01:00 ب.ظ
این الان چی بود جوک داستانک یا درد دل یا شعر؟؟روانه ولی هدف؟
دوشنبه 20 خرداد 1392 04:15 ق.ظ
هنرمند عزیز سرکار خانم قربانی
سلام
مطالب بسیار مفیدی در سایت تان دارید موفق باشید.
یکشنبه 19 خرداد 1392 09:02 ب.ظ
سلام مهربانم. ممنون. امیدوارم به زودی مجال ملاقات باشد.
یکشنبه 19 خرداد 1392 07:25 ب.ظ
سلام

خوبی عزیزم ؟

سفر خوش گذشت ؟ باز قسمت نشد دیداری باشد .عیب ندارد زمان هست .
شاد باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر