تبلیغات
آسمان آبی - معرفی کتاب: سرگیجه: ژوئل الگوف

معرفی کتاب: سرگیجه: ژوئل الگوف

پنجشنبه 10 مرداد 1392 06:15 ب.ظنویسنده : نسرین قربانی

 

می دانم روزی که ازاین جا بروم، غمگین خواهم شد. حتما چشم هایم ازاشک ترمی شود. به هرحال ریشه های من این جاست. تمام فلزات سنگین را مکیده ام،رگ هایم پرازجیوه است ومغزم مملوازسرب. درتاریکی می درخشم، پیشابم آبی رنگ است. ریه هایم مثل کیسه های جاروبرقی پراست وبا این حال می دانم روزی که ازاین جا بروم،حتما اشکم سرازیرمی شود. طبیعی است، من این جا به دنیا آمده ام و بزرگ شده ام. هنوزهم به یاد دارم چه طوردربچگی جفت پا توی چاله های روغن می پریدم ووسط زباله های بیمارستانی غلت می خوردم. هنوزصدای مادربزرگ را می شنوم که با فریاد به من می گفت مراقب لوازمم باشم. لقمه هایی که با گریس سیاه برای عصرانه آم آماده می کرد... ومربای لاستیکی سیاهی که مزه ی پرتقال تلخ، اما کمی تلخ تر، می داد....

سرگیجه: ژوئل الگوف. مترجم: موگه رازانی. نشر: کلاغ.


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:31 ق.ظ
I've been surfing online more than three hours today, yet I
never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough
for me. In my view, if all website owners and bloggers made good content as you did, the net will be much more useful than ever before.
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:41 ب.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for manicure
یکشنبه 13 مرداد 1392 10:49 ق.ظ
سلام. نشر کلاغ؟!!!! چه اسم عجیبی برای یه انتشارات!
به نظر میاد کتاب جالبی برای خوندن باشه. ممنون بابت معرفی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر